امروز با یه دوستی صحبت می کردم ایشون می گفتند من ترجیح می دم بگویم خیابان محمدرضا پهلوی تا مثلا خیابان شهید همت.
نمی خوام در این پست مقایسه ای داشته باشم میان دو رژیم. فقط می خواهم مقایسه ای کرده باشم میان دو شخصیت.
آیا شاه هم جانش را بر سر دفاع از مملکت و این خاک مقدس فدا می کرد . نمی دانم
ولی این رو خوب می دونم که اگه همت و همتها نبودند شاید الان ایران و خاک مقدسی هم وجود نداشت.
پی نوشت : نمی دونم چرا تازگی ها اینقدر مطالبم جناح راستی شده.

حس غریبی بود امروز
همیشه دوست داشتم حسرت کارهایی رو بخورم که کردم نه حسرت کارهایی که نکردم.
1- مدتی است یک برج ساز مشغول ساختن یک برج دوقولو در شمال شهر شیراز است ! بی اعتا به قانون
2- و مدتهاست که قصد دارد حدود 20 تا 25 میلیارد تومان سربیت المال را کلاه بگذارد ( یعنی عوارض قانونی را ندهد )
3- و خودتان می دانید وقتی در یک طرح ساختمانی بخشی از عوارض بشود بیست میلیارد تومان یعنی اصل پروژه می شود چند صد یا چند هزار میلیارد.
4- و مدتی است که از کتک خوردن شهردار منطقه یک و فرمانده کلانتری 18 شیراز به دست عوامل این برج ساز می گذرد ! ( چون به خیال خام خودشان می خواستند جلوی تخلفات ایشان را بگیرند )
5- و دیگر همه می دانند که این برج ساز نه تنها ماموران ناجا و عوامل شهرداری که مجموعه شهرداری , نیروی انتظامی , استانداری و شورای شهر شیراز را به مبارزه طلبیده , تهدید نموده و ضربه فنی کرده است.
6- و البته باز هم همه می دانند که دادگستری فارس دستور صریح هاشمی شاهرودی برای مقابله با این برج ساز متخلف ( به جرم کلاه برداری و تهمت زدن به مسئولین رده اول کشور مثل ریس مجلس و ریس قوه قضائیه ) را بی خیال شده اند.
7- اکثر مطبوعات نوشتند و حتی اخبار 30/20 هم گفت که همین آقای کلاهبردار برج ساز به همراه ده یازده نفر بادیگارد و محافظان بدنساز وارد جلسه شورای شهر شیراز شده و عین فیلمهای مافیایی جلسه را به هم ریخته و به ریش نمایندگان مردم در شورای شهر خندیده و بیچاره نمایندگان مردم به نشانه اعتراض محله جلسه را ترک کردند.
8- و همه می دانند که اگر یک بدبختی , آسیب پذیری , کارمند دون پایه ای , آدم عیالواری و یا حتی جانبازی گذرش به شهرداری ( فرقی نمی کند تهران یا شیراز یا هر شهر دیگری ) بی افتد چنان پوستش را با چاقوی قوانین مصوب شورای شهر می کنند که جیکش در نیاید اما اینکه چرا شورای شهر و شهرداری که با حمایت نیروی انتظامی خانه های یک وجبی و غیر مجاز حاشیه نشینان را با اعزام بولدوزر در صدم ثانیه بر سرشان خراب می کنند و تا ریال آخر عوارض را نگیرند اجازه صدور مجوز را نمی دهند در مقابل یک برج ساز دروغگو ( این صفت را هاشمی شاهرودی به این جناب اعطا کرده اند ) به زانو درآمده حرفی است و مطلبی است که حتی استاندار و سایر مقامات در آن مانده اند
8- آقای دولتی ها ! مجلسی ها ! عدلیه ای ها
آی احمدی نژاد عدالتخوا / حداد قانون گرا و شاهرودی رعیت پناه یک برج ساز دارد همه اقتدار و حاکمیت نظام را زیر سوال می برد
ای برادر احمدی مقدم یک متخلف نیروهای تحت امر شما را تحقیر کرده بد فرم ! آن هم با مشت و لگد بادیگاردهایش در روز روشن و در مقابل چشم مردم به سرهنگ تحت امر شما داده اند.
کاش همت اینجا بود
تمام کوچه هاي دفترم بن بست تکراريست من از آبادي هاي يک درد دیرین در دنيا خبر دارم و از ويراني دلها نمي پرسم نمی ترسم که مي دانم شبي در پاي يک ديوار آن مرد باراني دلش تنگ است و يا بلعيدن خرچنگ در بشقاب نقره لذتي دارد ؟ چرا دنيا نمي فهمد ؟
کسي ديگر به باران و نسيم و شبنم و سوسن نمي گويد که زيبايند و زيبايي همان چشمان آبي رنگ خواب آلوده ي افتاده بر يک بستر سردست خدا بايد به گردنهايمان قلاده آويزد اميدي نيست در مرداب ناامني فرو رفتيم چه بي پروا و نامردانه بر يک عابر تن خسته مي خنديم و....
شيطان/ اندازه يک حبّه قند است/ گاهي مي افتد توي فنجانِ دلِ ما/ حل مي شود آرام آرام/ بي آنکه اصلا ً ما بفهميم/ و روحمان سر مي کشد آن را/ آن چاي شيرين را/ شيطان زهرآگين ِديرين را/ آن وقت او خون مي شود در خانه تن/ مي چرخد و مي گردد و مي ماند آنجا/ او مي شود من
میان فرشتگان تنها شیطان احساس غرور می کند ! چون او میدانست تو ارزش سجده کردن نداشتی

