تبليغاتX
انا من الحیدریون
انا من الحیدریون
انا من الحیدریون
سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 22:43
این دومین مطلب طنزیست که در وبلاگم می نویسم آن هم به صورت تواتر . نمی دانم بخاطر مطالب قبلیم و نوشته های پیشین این نوع سبک درست است یا نه

مرد بيکاري براي سِمَتِ آبدارچي در مايکروسافت تقاضا داد. رئيس هيئت مديره مصاحبه اش کرد و تميز کردن زمين رو - به عنوان نمونه کار- ديد و گفت: «شما استخدام شدين، آدرس ايميلتون رو بدين تا فرمهاي مربوطه رو واسه تون بفرستم تا پر کنين و همينطور تاريخي که بايد کار رو شروع کنين
مرد جواب داد: «اما من کامپيوتر ندارم، ايميل هم ندارم
رئيس هيئت مديره گفت: «متأسفم. اگه ايميل ندارين، يعني شما وجود خارجي ندارين و کسي که وجود خارجي نداره، شغل هم نميتونه داشته باشه
مرد در کمال نوميدي اونجا رو ترک کرد. نميدونست با تنها 10 دلاري که در جيبش داشت چه کار کنه. تصميم گرفت به سوپرمارکتي بره و يک صندوق گوجه فرنگي بخره. بعد خونه به خونه گشت و گوجه فرنگيها رو فروخت. در کمتر از دو ساعت، تونست سرمايه اش رو دو برابر کنه. اين عمل رو سه بار تکرار کرد و با 60 دلار به خونه برگشت. مرد فهميد ميتونه به اين طريق زندگيش رو بگذرونه، و شروع کرد به اين که هر روز زودتر بره و ديرتر برگرده خونه. در نتيجه پولش هر روز دو يا سه برابر ميشد. به زودي يه گاري خريد، بعد يه وانت، و به زودي ناوگان خودش رو در خط ترانزيت (پخش محصولات) داشت...

پنج سال بعد، مرد ديگه يکي از بزرگترين خرده فروشان امريکا بود. شروع کرد تا براي آينده خانواده اش برنامه ریزي کنه و تصميم گرفت بيمه ي عمر بگيره. به يه نمايندگي بيمه زنگ زد و سرويسي رو انتخاب کرد. وقتي صحبت شون به نتيجه رسيد، نماينده بيمه از آدرس ايميل مرد پرسيد. مرد جواب داد: «من ايميل ندارم

نماينده بيمه با کنجکاوي پرسيد: «شما ايميل ندارين، ولي با اين حال تونستين يک امپراتوري در شغل خودتون به وجود بيارين. ميتونين فکر کنين به کجاها ميرسيدين اگه يه ايميل هم داشتين؟» مرد براي مدتي فکر کرد و گفت: آره! احتمالاً ميشدم يه آبدارچي در شرکت مايکروسافت.
نتيجه هاي اخلاقي: 1. اينترنت چاره ساز زندگي نيست.
2. اگه اينترنت نداشته باشي و سخت کار کني، ميليونر ميشي.
3. اگه اين نوشته رو از طريق ايميل دريافت کردي، تو هم نزديکه که آبدارچي بشي به جاي ميليونرشدن...!!!


درجواب اين نوشته به من ميل نزن، من دارم ايميلم رو ميبندم تا برم گوجه فرنگي بفروشم!!!

پی نوشت : وبلاگ من چون یکبار پاک شد و من دوباره بازسازیش کردم و در اینجا یه مشکلی به وجود اومد که اون هم این بود که سیستم نظرخواهیش دچار مشکل شد و نظرات سالهای قبل رو هم به همراه نظرات جدید با هم می آورد یعنی ممکنه من یک مطلبی رو در سالهای گذشته نوشته باشم و نظرات اون مطلب در این پست جدید که نوشته ام خودکار آمده است نکته جالبی و نوستالژیکی که هست یاداوری خاطرات گذشته و پستهای قدیمی و  حرفهای دوستان است که در من حس خوبی به وجود می آره به خصوص این نظرخواهی اخیر که برایم خیلی جالب بود / حرفهایی که زده شده و اینکه هرکسی ازدیدگاه خودش به وبلاگ من نگاه کرده بود / حس خوبیست نشناخته ماندن

نوشته شده توسط علیرضا | موضوع: | لينک ثابت |

شنبه هفدهم آذر 1386 17:45
بوقلموني، گاوي بديد و بگفت:در آرزوي پروازم اما چگونه ، ندانم
گاو پاسخ داد: گر ز تپاله من خوري قدرت بر بالهايت فتد و پرواز کني
 بوقلمون خورد و بر شاخي نشست
 تيراندازي ماهر، بوقلمون بر درخت بديد
 تيري بر آن نگون بخت بينداخت و هلاکش نمود
نتيجه اخلاقي
 با خوردن هر گندي شايد به بالا رسي، ليک در بالا نماني
 
پند دوم
.گنجشکي از سرماي بسيار قدرت پرواز از کف بداد و در برف افتاد
.گاوي گذر همي کرد و تپاله بر وي انداخت
. گنجشک ز گرماي تپاله جان بگرفت و به آواز مشغول شد
. گربه اي آواز بشنيد، جست و گنجشک بدندان بگرفت و بخورد
نتيجه اخلاقي
.هر که گندي بر تو انداخت، حتما دشمن نباشد
.هر که از گندي بدر آوردت، حتمادوست نباشد
.گر خوشي، دهان ببند و آواز، بلند مخوان
 
پند سوم
خرگوش از کلاغي بر سر شاخه پرسيد
 که آيا من نيز ميتوانم چون تو نشسته ، کار نکنم؟
کلاغ پاسخ داد: چرا که نه
 خرگوش بنشست بي حرکت
. روباهي از ره رسيد و خرگوش بخورد
نتيجه اخلاقي
.لازمت نشستن و کار نکردن بالا نشستن است
 
پند چهارم
 براي تعيين رئيس، اعضاء بدن گرد آمدند
 مغز بگفت که مراست اين مقام که همه دستورات از من است
 سلسله اعصاب شايستگي رياست، از آن خود خواند
 که منم پيام رسان به شما ، که بي من پيامي نيايد
. ريه بانگ بر آورد
 هوا، که رساند؟ ... من، بي هوا دمي نمانيد، پس رياست مراست
 و هر عضوي به نوعی مدعي
، تا به آخر که سوراخ مقعد دعوي رياست کرد
 اعضاء بناي خنده و تمسخرنهادند و مقعد برفت و شش روز بسته ماند
. اختلال در کار اعضاء پديدار گشت
. روز هفتم، زين انسداد جان ها به لب رسيد و سوراخ مقعد با اتفاق آراء به رياست رسید
نتيجه اخلاقي
. چون لازمت رياست علم و تخصص نباشد، هر سوراخ مقعدي رياست کند
نوشته شده توسط علیرضا | موضوع: | لينک ثابت |